ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
این بهر وجود آمده بیرون ز نهفت
کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت
هر کس سخنی از سر سودا گفتند
زان روی که هست کس نمی داند گفت
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
خس پوش
نشانه های اختصاری
خس پوش .
[ خ َ ] (ن مف مرکب ) خاردار. (ناظم الاطباء). چیزی که آن را بخس پوشیده باشند. (آنندراج )
:
چشمه ٔ امید را خس پوش دیدن مشکل است .
صائب (از آنندراج ).
زلف و خط نگذاشت کافتد چشم ما بر روی یار
موج جوهر دایم این آئینه را خس پوش داشت .
صائب (از آنندراج ).
|| مردم فرومایه و رذل که به لباس مردمان نجیب و شریف درآیند. (ناظم الاطباء). مردم سخت رذل و فرومایه و هرزه کار. (یادداشت بخط مؤلف ). || دشنامی است وعوام خزپوش گویند. (یادداشت بخط مؤلف ). || (حامص مرکب ) استخفای عیب . || کار قبیحی که به محسنات اصلاح آن دهند. || پنهانی قبایح بمکر وحیله . (ناظم الاطباء). || نفاق . (فرهنگ خطی ).
-
آتش خس پوش
؛ آتش که بزیر توده خس و خاشاک پنهان باشد
:
چند از آتش خس پوش برانگیزی دود
ای بخوش جوهری آئینه حسن تو مثل .
عرفی (از آنندراج ).
-
شعله ٔ خس پوش
؛ شعله ای که زیر خس پنهان باشد
:
محبت شعله ٔ خس پوش خواهد کاشکی من هم
سری از جیب خاکسترنشینان برنمی کردم .
طالب آملی (از آنندراج ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
خس و خاش
خس و خاشاک
خس ء
خس البری
خس الحمار
خس السلاطه
خس السلاطه
خس الکلب
خس پذیر
خس پرور
خس پوش
خس پوش داشتن
خس پوش کردن
خس خس
خس خس
خس خس سینه
خس طبع
خس کشی
خس کشی کردن
خس نهاد
خس و خاشاک
واژه های همانند
3 مورد، زمان جستجو: 0.09 ثانیه
واژه
معنی
چاه خس پوش
چاه خس پوش . [ هَِ خ َ ] (اِ مرکب ) چاهی که سرش بخس و خاشاک پنهان گردیده باشد. (آنندراج ) : بدور خط از آن چاه زنخدان بیش میلرزم ز آسیب چه ...
خس پوش کردن
خس پوش کردن . [ خ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پوشیدن بر سبیل احتیاط. مخفی کردن . (از شرفنامه ٔ منیری ) (از آنندراج ).
خس پوش داشتن
خس پوش داشتن . [ خ َ ت َ ] (مص مرکب ) پنهان داشتن . مخفی داشتن برسبیل احتیاط. ۞ (از شرفنامه ٔ منیری ) (از آنندراج ).
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه