لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


داد و هی ی
داد و هی ی . [ وَ ی َ ] (اِخ ) نام پدر بَغَ بوخش َ پارسی از دوستان داریوش بزرگ و از جمله کسانیکه هنگام قتل گئوماتای غاصب که خود را بردیا پسر کوروش مینامید با داریوش بوده است . آنچنانکه در کتیبه ٔ بیستون آمده . (ایران باستان ج 1 ص 534).
کلمات قبلی
دادوند دادوکلا داد و قال داد و فریاد کردن داد و فریاد داد و ستدی داد و ستد کردن داد و ستد داد و ستان داد و ستاد
داد ورزیدن دادورزی دادورز دادوری دادور داد و دهش داد و بیداد کردن داد و بیداد داد و بخشش دادو
کلمات بعدی
دادویه دادویه دادویه دادویه داده داده آمدن دادهرمز داده شدن دادهن دادی
دادی دادیاب دادیار دادیاری داد یافتن دادیان دادیان دادیانه دادی رومی دادی کس

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها