لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


آبادی
آبادی . (حامص ) (از پهلوی آواتی ۞ ، عمران . سعادت ) عمارت . عمران . برابر ویرانی :
آبادی میخانه ز ویرانی ماست
جمعیت کفر از پریشانی ماست .

خیام .


|| (اِ) جای آباد و جای معمور. آبادانی ، از ده و شهر و امثال آن :
که جغد آن به که آبادی نبیند.

نظامی .


کلمات قبلی
آباده ٔ طشک آباده ٔ زرتشت آباده ٔ اقلید آباده آبادکوشک آباد کردن آبادکرد آباد شدن آباد جای آباد بوم
آبادانیدن آبادانی آبادانی آبادان آبادان آباد آباد آباد آباتر آباء
کلمات بعدی
آبادیان آبادی کاغذ آبار آبار آبار آبار آبار اعراب آبارالنحاس آبازه آباط
آبافت آباقا آبال آبان آبانگان آبانگاه آبانی آبایان آب ابرو آب استه

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها