لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


داذویه
داذویه . [ وَی ْه ْ / ذو ی َ] (اِخ ) خواهرزاده ٔ باذان که از طرف خسروپرویز حاکم یمن بود. او پس از خسرو بدین اسلام درآمد و عیهله ٔ اسودالعنسی را که دعوی پیغامبری کرده بود بکمک فیروز دیلمی بقتل رسانید. (مجمل التواریخ و القصص ص 172). طبری این شخص را اهل اصطخر فارس دانسته است . (مجمل التواریخ و القصص حاشیه ٔ ص 256). رجوع به دادویه شود.
کلمات قبلی
داذوما داذور داذوران داذور داذفرخ داذدبیر داذبنداد داذآفرین داذآفرید داذ دادین پائین
دادین بالا دادین دادی کس دادی رومی دادیانه دادیان دادیان داد یافتن دادیاری دادیار
کلمات بعدی
داذهرمز داذی داذین دار دار دار دار دار دار دارآباد
دارآغزی دارآفرین دارا دارا دارا دارا دارا دارا دارا دارا

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا
صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | لغتنامه دهخدا | پیشنهادها و انتقادها