صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
من ظاهر نیستی و هستی دانم
من باطن هر فراز و پستی دانم
با اینهمه از دانش خود شرمم باد
گر مرتبه ای ورای مستی دانم
صرفندی نشانه های اختصاری
صرفندی . [ ص َ ف َ ] (اِخ ) محمدبن رواحةبن محمدبن نعمان بن بشیر انصاری . وی به دمشق از ابامهر حدیث شنید و به سال 266 هَ . ق . حدیث گفت . از او ابراهیم بن اسحاق بن ابی الدرداء روایت کند. (معجم البلدان ذیل صرفنده ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
5 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژهمعنی
صرفندی صرفندی . [ ص َ ف َ] (ص نسبی ) نسبت است بصرفندة. رجوع بدان لغت شود.
صرفندی صرفندی . [ ص َ ف َ ] (اِخ ) ابراهیم بن اسحاق بن ابی الدرداء صرفندی انصاری مکنی به ابواسحاق . وی به دمشق از ابی عبداﷲ معاویةبن صالح اشعری و...
صرفندی صرفندی . [ ص َ ف َ ] (اِخ ) محمدبن ابراهیم بن محمدبن رواحةبن محمدبن نعمان بن بشیر انصاری . وی به دمشق از ابامهر حدیث شنید و از او ابراهیم بن...
صرفندی صرفندی . [ ص َ ف َ ] (اِخ ) محمدبن احمدبن محمدبن ابراهیم بن محمدبن نعمان انصاری . وی به دمشق و جز دمشق از ابوعمرو موسی بن عیسی بن منذر حمصی...
حصن سان سرفندی حصن سان سرفندی . [ ح ِ ن ِ ؟ ] (اِخ ) حصنی به اسپانیا. (حلل سندسیه ج 1 ص 423).
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه