ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن؛ نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
روز میدان
نشانه های اختصاری
روز میدان .
[ زِ م َ
/
م ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) روز جنگ .(از آنندراج ). بمجاز روز نبرد و پیکار
:
اسب لاغرمیان بکار آید
روز میدان نه گاو پرواری .
سعدی .
صحبت ناعاقلان در خاک و خونی میکشد
اسب کاهل مرد را در روز میدان دشمن است .
اشرف (از آنندراج ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
روز کیاده
روز گذاردن
روز گذاشتن
روز گذرانیدن
روز گرد
روز گشتن
روز مادر
روز مبادا
روز محشر
روز مظالم
روز میدان
روز نام و ننگ
روز ناموس و نام...
روز نجات
روز نجومی
روز نگار
روز ننگ و نام
روز ننگ و نبرد
روز نو
روز هرمزد
روز واقعه
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه