ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یک دم عمر را غنیمت شمریم
فردا که ازین دیر کهن درگذریم
با هفت هزار سالگان سر به سریم
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
عضام
نشانه های اختصاری
عضام .
[ ع ِ ] (ع اِ) بن دنب اسب و شتر. (منتهی الارب ). عسیب اسب و شتر. (از اقرب الموارد). || ج ِ عَضم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به عضم شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
عضارف
عضاریط
عضاض
عضاض
عضاض
عضاض
عضاض
عضاضی
عضافج
عضال
عضام
عضامین
عضان
عضاه
عضاهة
عضاهی
عضاهیة
عضایات
عضایت
عضایة
عضب
واژه های همانند
10 مورد، زمان جستجو: 0.67 ثانیه
واژه
معنی
عذام
عذام . [ ع َذْ ذا ] (ع ص ) صیغه ٔ مبالغه از عذم .(اقرب الموارد). رجوع به عذم شود. || (اِ) کیک . ج ، عُذُم . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب )...
عذام
عذام . [ ع ُذْ ذا ] (ع اِ) نوعی از درختان شوره گیاه . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). عذامة یکی آن .
عزام
عزام . [ ع َزْ زا ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ). اسد. (اقرب الموارد).
عظام
عظام . [ ع ِ ] (ع اِ) ج ِ عَظم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). استخوانها. رجوع به عظم شود. و در مورد «فواید عظام » در عقیده ٔ پزشکی قدیم ، رجوع...
عظام
عظام . [ ع َ ] (اِخ ) موضعی است به شام . (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).
عظام
عظام . [ ع ُ / ع ُظْ ظا ] (ع ص ) بزرگ و کلان . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). عَظیم . رجوع به عظیم شود.
ازام
ازام . [ اَ ] (ع ص ) سال قحطناک . (منتهی الارب ).
ازام
ازام . [ اُ ] (ع ص ) لازم گیرنده ٔ چیزی . (منتهی الارب ).
اذآم
اذآم . [ اِذْ ] (ع مص ) ترساندن . ترسانیدن . (منتهی الارب ). || بناخواست و ستم بر کاری داشتن . (منتهی الارب ). اکراه .
ازآم
ازآم . [ اِزْ ] (ع مص ) بکراهت بر کاری داشتن . بناخوش بر کاری داشتن کسی را: اَزْاءَمَه ُ علی الامر. (منتهی الارب ). || فشردن آنچه در جراح...
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه