ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
من ظاهر نیستی و هستی دانم
من باطن هر فراز و پستی دانم
با اینهمه از دانش خود شرمم باد
گر مرتبه ای ورای مستی دانم
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
عکس آباد
نشانه های اختصاری
عکس آباد.
[ ع َ ] (اِخ ) دهی از دهستان جاپلق ، بخش الیگودرز، شهرستان بروجرد. سکنه ٔ آن
204
تن . آب آن از قنات و چاه محصول آن غلات و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج
6
).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
عکس
عکس
عکس انداختن
عکس برداشتن
عکس برگردان
عکس پذیرفتن
عکس زدن
عکس کردن
عکس کشیدن
عکس گرفتن
عکس آباد
عکس افکن
عکس افکندن
عکس العمل
عکس بردار
عکس برداری
عکس پذیر
عکس روان
عکس نما
عکسه
عکسه
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه