لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


عضدالملک
عضدالملک . [ ع َ ض ُ دُل ْ م ُ ] (ع اِ مرکب ) بازوی پادشاهی . یار و یاور سلطنت . و آن را لقب بزرگان نهند.
کلمات قبلی
عضدالدین سلجوقی عضدالدین ایجی عضدالدین عضدالدوله ٔ دیلمی عضدالدوله عضدالدولة عضدان عضدان عضد عضد
عضد عضد عضد عضد عضد عضبیت عضبل عضبرة عضبارة عضبار
کلمات بعدی
عضدالملک عضدالملک عضدة عضدی عضدی مشکانی عضدیة عضر عضر عضرس عضرس
عضرسة عضرط عضرط عضرفوط عضرفوطات عضرم عضرن عضروط عضرة عضز

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها