ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
صبح است ؛ دمی با می گلرنگ زنیم
وین شیشه نام و ننگ بر سنگ زنیم
دست از امل دراز خود بازکشیم
بر زلف دراز و دامن چنگ زمین
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
بی عاشقی
نشانه های اختصاری
بی عاشقی .
[ ش ِ ] (حامص مرکب ) (از: بی + عاشق + ی ) بدون عاشقی . بی عشق ورزی
:
حیف بود مردن بی عاشقی
تا نَفَسی داری و نَفْسی ، بکوش .
سعدی .
رجوع به عاشقی شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
بی طهارتی
بی طهور
بی طور
بی ظرف
بی ظرفیت
بی ظرفیتی
بی ظهیر
بی عار
بی عاری
بی عاری کردن
بی عاشقی
بی عاطفگی
بی عاقبت
بی عبرت
بی عد
بی عدالت
بی عدالتی
بی عدتی
بی عدیل
بی عدیلی
بی عرز
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه