لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


عضاهة
عضاهة. [ ع ِ هََ ] (ع اِ) بزرگترین ازدرخت ، یا آن خمط است ، یا هر درخت خاردار، یا درخت خاردار بزرگ و دراز مانند مغیلان . (منتهی الارب ). هر درخت بزرگی که دارای خار باشد مانند غرف و طلح و سلم و سدر و سیال و سلم و ینبوب و قتاد و کهنبل و غرب و عوسج و شوحط و نبع و شریان و نشم و عجرم و تالب . (ناظم الاطباء). ج ، عضاه ، عضون ، عِضَوات . (منتهی الارب ). و گویند محذوف آن هاء است زیرا بر عضاه جمع بسته شده است و تصغیر آن عُضَیهة گردد و در نسبت عِضَهی ّ و عِضاهی ّ شود. و نیز محذوف آن را واو دانسته اند چه بر عضوات جمع بسته شود و نسبت آن عَضَوی ّ و عضویة شود. (ازاقرب الموارد) (از منتهی الارب ). رجوع به عضاه شود.
- امثال :
فلان ینتجب غیر عضاهه ؛ یعنی شعر دیگران را انتحال میکند و بر خود می بندد.(از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
کلمات قبلی
عضاه عضاة عضان عضامین عضام عضال عضافج عضاضی عضاض عضاض
عضاض عضاض عضاض عضاریط عضارف عضارطی عضارطة عضارط عضارط عضارس
کلمات بعدی
عضاهی عضاهیة عضایات عضایت عضایة عضب عضب عضب عضبا عضباء
عضباء عضبار عضبارة عضبرة عضبل عضبیت عضد عضد عضد عضد

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها