لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


آب استه
آب استه . [ ] ( ) و اندر نواحی وی [ قصبه ٔ پریم در جبل قارن ] چشمه های آبست که بیک سال اندر، چندین بار بیشترین مردم این ناحیت بدانجا شوند، آب استه با نبید و رود و سرود و پای کوفتن و آنجا حاجتها خواهند از خدای و آن را چون تعبدی دارند و باران خواهند بوقتی که شان بباید. (حدودالعالم ). معنی آب استه در این عبارت ظاهر نیست و در فرهنگها نیز یافته نشد و اگر تصحیف و تحریفی در کلمه نباشد شاید معنی ناشتا و پگاه و شبگیر یا تشنه دهد.
کلمات قبلی
آب ابرو آبایان آبانی آبانگاه آبانگان آبان آبال آباقا آبافت آباط
آبازه آبارالنحاس آبار اعراب آبار آبار آبار آبار آبادی کاغذ آبادیان آبادی
کلمات بعدی
آب افتاده آب الهی آب انار آب انبار آب انبار آب انداختن آب انداز آب انگور آب ایستاده آب باران
آب باران آب باریک آب باز آب بازی آب بخش آب بخشان آب بخش کن آب برز آب برین آب بزرگ

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها