ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
ساقی غم من بلند آوازه شدست
سر مستی من برون ز اندازه شدست
با موی سپید سرخوشم ؛ کز می تو
پیرانه سرم ؛ بهار دل تازه شدست
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
کالیوی
نشانه های اختصاری
کالیوی .
(حامص ) هذیان . هُجْر: چون بکوبند [ عاقرقرحا را ] و اندر سرکه آغارند و در دندان نهند درد دندان ساکن گرداند و لرز و آزیش که با کالیوی بود. (الابنیه عن حقایق الادویه ). و از اندام شکنج را که با کالیوی بود فوتنج [ پودنه ] سود دارد. (الابنیه عن حقایق الادویه ). و [ عاقرقرحا ] لرز و آزیش ببرد که با کالیوی بود. (الابنیه عن حقایق الادویه ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
کالینکوس
کالینگور
کالینین
کالیو
کالیو کردن
کالیورنگ
کالیوس
کالیوش
کالیوگی
کالیوه
کالیوی
کام
کام
کام بخشیدن
کام برآمدن
کام برآوردن
کام برخیزیدن
کام برداشتن
کام بردن
کام جستن
کام خاریدن
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه