ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
پ
1
2
3
4
5
6
7
8
9
0
ض
ص
ث
ق
ف
غ
ع
ه
خ
ح
ج
چ
أ
ش
س
ی
ب
ل
ا
ت
ن
م
ک
گ
ئ
ة
ظ
ط
ز
ر
ذ
د
ء
و
.
,
ؤ
آ
ژ
Space
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
کبروی
نشانه های اختصاری
کبروی .
[ ک َ ] (اِخ ) نام دهقانی معاصر با بهرام گور وی بهرام را از ده میوه و گل به ارمغان آورد، آنگاه در بارگاه شاه به یاد شاه بهرام جام می برگرفت و درکشید و چون مست گشت از میان گروه به هامون تاخت و بر دامن کوهی در سایه ٔ داری بخفت . کلاغی سیاه از کوه درآمد و چشم او بکند چون خبر وی به بهرام آوردند فرمان داد که از می و میخوارگی دست باز دارند و می در جهان حرام گشت . (از شاهنامه ٔ فردوسی چ بروخیم ج
7
ص
2132
و
2133
)
:
همین مه که با میوه و بوی بود
ورا پهلوی نام کبروی
۞
بود.
فردوسی .
کلمات قبلی و بعدی
کلمات قبلی
کلمات بعدی
کبرثل
کبرد
کبرک
کبرک
کبرکی جر
کبرکی چهال
کبره
کبره بستن
کبره بسته
کبروا
کبروی
کبرویه
کبری
کبری
کبری
کبری
کبریا
کبریاء
کبریائی
کبریت
کبریت
نظرات کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه