لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


دادیان
دادیان . (اِخ ) دهی از دهستان خسروشیر بخش جغتای شهرستان سبزوار. جلگه ای معتدل و دارای 100 تن سکنه . آب آنجا از قنات . محصول آن غلات و پنبه و کنجد و زیره . شغل اهالی زراعت و راه آنجا اتومبیل رو است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
کلمات قبلی
دادیان داد یافتن دادیاری دادیار دادیاب دادی دادی دادهن داده شدن دادهرمز
داده آمدن داده دادویه دادویه دادویه دادویه داد و هی ی دادوند دادوکلا داد و قال
کلمات بعدی
دادیانه دادی رومی دادی کس دادین دادین بالا دادین پائین داذ داذآفرید داذآفرین داذبنداد
داذدبیر داذفرخ داذور داذور داذوران داذوما داذویه داذهرمز داذی داذین دار

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها