لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


عضدالملک
عضدالملک . [ ع َ ض ُدُل ْ م ُ ] (اِخ ) علی رضا قاجار. رئیس ایل قاجار و ازرجال اواخر دوره ٔ قاجاریه . پس از خلع محمدعلی شاه قاجار، پسر دوازده ساله اش احمدمیرزا از طرف ملیون به سلطنت رسید و عضدالملک به نیابت سلطنت تعیین شد، و پس از فوت او در رمضان سال 1328 هَ . ق . ابوالقاسم خان ناصرالملک نایب السلطنه گردید. (فرهنگ فارسی معین ).
کلمات قبلی
عضدالملک عضدالدین سلجوقی عضدالدین ایجی عضدالدین عضدالدوله ٔ دیلمی عضدالدوله عضدالدولة عضدان عضدان عضد
عضد عضد عضد عضد عضد عضد عضبیت عضبل عضبرة عضبارة
کلمات بعدی
عضدالملک عضدة عضدی عضدی مشکانی عضدیة عضر عضر عضرس عضرس عضرسة
عضرط عضرط عضرفوط عضرفوطات عضرم عضرن عضروط عضرة عضز عضض

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها