ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فروبرم ؛ برآرم یا نه
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
بافر
نشانه های اختصاری
بافر.
[ ف َ ] (ص مرکب ) (با + فر)باطمطراق . باشوکت . دارنده ٔ فر. باشکوه
:
چو زین آگهی شد بفغفور چین
که بافر مردی از ایران زمین .
فردوسی .
نه بافرش همی بینم نه با سنگ
ز فر و سنگ بگریزد بفرسنگ .
نظامی .
بدو گفت کی شاه با فر و هوش
از ایدر سخنهای حاتم نیوش .
سعدی (بوستان ).
و رجوع به فر شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
بافتکار
بافتگی
بافتن
بافتنی
بافته
بافتهای اپی تلیا...
بافخاری
بافد
بافدم
بافدی
بافر
بافر فسفات
بافراست
بافران
بافرجن
بافرغ
بافرگ
بافره
بافره
بافرهنگ
بافرهی
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژه
معنی
بافر فسفات
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا
کلیک کنید.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه