ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
جامی است که عقل آفرین می زندش
صد بوسه مهر بر جبین می زندش
این کوزه گر دهر ؛ چنین جام لطیف
می سازد و باز بر زمین میزندش
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
سرخانه
نشانه های اختصاری
سرخانه .
[ س َ رِ ن َ
/
ن ِ ] (ترکیب اضافی ، ص مرکب ) متعلق به خانه . || خصوصی .
-
حمام سرخانه
؛حمام خزانه ای که سابقاً در خانه وجود داشت خاص مکنت داران .
-
خیاط سرخانه
؛ خیاط خصوصی .
-
داماد سرخانه
؛ دامادی که در خانه ٔ پدر و مادر عروس بماند.
-
معلم سرخانه
؛ معلمی که برای تعلیم شاگرد به خانه ٔ پدر و مادر او میرود برای درس دادن او.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
سرخاب
سرخاب طبری
سرخابیه
سرخاره
سرخان
سرخان
سرخان جوب بالا
سرخان جوب پائی...
سرخانکلا
سرخانه
سرخانه
سرخانه رساندن
سرخجه
سرخچه
سرخدار
سرخدانه
سرخده
سرخده
سرخده
سرخر
سرخر
واژه های همانند
2 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژه
معنی
سرخانه
سرخانه . [ س َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) به اصطلاح موسیقیان بمعنی آواز بلند. (غیاث ) (آنندراج ). چنانچه میان خانه آواز متوسط. (آنندراج ) : ای کار ...
سرخانه رساندن
سرخانه رساندن . [ س َ رِ ن َ / ن ِ رَ / رِدَ ] (مص مرکب ) فن را به کمال رساندن . || به اصطلاح موسیقیان ، آواز بلند. (غیاث ) (آنندراج ).
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه