صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

برگ ریزان نشانه های اختصاری
برگ ریزان . [ ب َ ] (نف مرکب ، ق مرکب ) برگ ریز. برگ ریزنده . در حال برگ ریختن :
چنین تا به شب برگ ریزان بود
وز آشوب هر دد گریزان بود.

اسدی .


|| (اِ مرکب ) بودن آفتاب است در برج میزان که فصل پائیز و خزان باشد. (برهان ) (از آنندراج ). موسم خزان . (غیاث ). خریف . (از دهار). خزان و پائیز و خریف . (ناظم الاطباء). بادبیز. پاذیز. تیر :
نشاید ویس من در خاک ریزان
شهنشه می خورد در برگ ریزان .

(ویس و رامین ).


برگ ریزان بهمه حال فرو باید ریخت
به قدح آنچه از او برگ نشاط و طرب است .

انوری .


شرطست که وقت برگ ریزان
خونابه شود ز برگ ریزان .

نظامی .


بهنگام آن برگ ریزان سخت
فروپژمرید آن کیانی درخت .

نظامی .


نه چندان تیر شد بر ترگ ریزان
که ریزد برگ وقت برگ ریزان .

نظامی .


|| کنایه از ایام پیری و آخرهای عمر. (برهان ) (از آنندراج ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
2 مورد، زمان جستجو: 0.11 ثانیه
واژهمعنی
باد برگ ریزان باد برگ ریزان . [ دِ ب َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجوع به باد خریف ، باد خزان و باد پائیز شود.
ماه بر گریزاناین واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه