صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 نتایج جستجوی مشابه 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

9 مورد، زمان جستجو: 0.03 ثانیه
واژهمعنی
بسامدبسامد. [ ب َ م َ ] (مص مرخم ، اِ مرکب ) حرکت رفت و آمد متوالی . (واژه های نو فرهنگستان ). ترجمه ٔ فرکانس ۞ . تردد.
میان بسامدمیان بسامد. [ ب َ م َ ] (اِ مرکب ) ۞ حرکت رفت و آمد متواتر متوسط. (لغات فرهنگستان ).
تاکتاک، یا مو، رَز، درخت انگور، از تیرۀ vitaceae و با نام علمی vitis vinifera. کلیات و اصطلاحات: در بیشتر فرهنگهای لغت، واژۀ تاک صرفاً برای ن...
فرکانس فرکانس . [ فْرِ / ف ِ رِ ] (فرانسوی ، اِ) ۞ درحرکت موجی ، تعداد ارتعاشات در واحد زمان است . مقدارعددی آن برابر است با سرعت انتشار م...
اشعه اشعه . [ اَ ش ِع ْ ع َ ] (ع اِ) ج ِ شعاع . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به شعاع شود. || اشعه درحکمت اشراق که پیروان آن ...
فراوانی فراوانی . [ ف َ] (حامص ) بسیاری . کثرت . (ناظم الاطباء) : قطره ٔ اشکم ، اما ز فراوانی ضعف طاقتی نیست که از دیده به مژگان برسم . خاقا...
دیاپازن دیاپازن . [ زُ ] (فرانسوی ، اِ) ۞ اسباب کوچکی دارای دو شاخه معمولاً فولادی که اگر شاخه هایش به ارتعاش درآیند صوت تقریباً خالصی ب...
کیلوسیکل کیلوسیکل . [ ل ُ ] (فرانسوی ، اِ مرکب ) ۞ واحد بسامد معادل هزار سیکل در ثانیه . (فرهنگ فارسی معین ).
باس فره کانس باس فره کانس . [ ف ِ رِ ] (فرانسوی ، ص مرکب ) ۞ کم بسامد. (لغات مصوبه ٔ فرهنگستان ). اصطلاح علمی در الکتریسیته . موجهائیکه بس آمد آ...

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه