صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 نتایج جستجوی مشابه 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

448 مورد، زمان جستجو: 0.19 ثانیه
واژهمعنی
آب آب . (اِ) (اوستائی آپ ap، سانسکریت آپ َ apa، پارسی باستانی آپی api، پهلوی آپ ap) مایعی شفاف بی مَزه و بوی که حیوان از آن آشا...
آب آب . (اِ) نام ماه یازدهم از سال ملی یهودو ماه پنجم از سال عرفی و دیوانی آنان و غُرّه ٔ آن بگفته ٔ مورخین قدیم با سلخ مرداد یا...
آب آب . (اِخ ) نزد نصاری ، اقنوم اوّل از اقانیم سه گانه . صورتی از اَب .
جل آب جل آب . [ ج ُل ْ ل ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) سبزی که بر روی آب استاده بندد واین فعل را جل بستن آب گویند. (آنندراج از غیاث ).
چاه آب چاه آب . (اِخ ) دهی از دهستان دوغائی بخش حومه ٔ شهرستان قوچان که در 24 هزارگزی جنوب خاوری قوچان و 14 هزارگزی جنوب شوسه ٔ عمومی...
جام آب جام آب . [ م ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) پیمانه . صواع . (ترجمان القرآن میرسید شریف جرجانی ). رجوع به جام شود.
مرغ آب مرغ آب . [ م ُ غ ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) مرغابی . (ناظم الاطباء). مرغ آبی . رجوع به مرغ آبی و مرغابی شود.
حوض آب حوض آب . [ ح َ ض ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب )آبگیر. آبدان . || حوض آب و حوض ماهی . || کنایه از برج حوت که برج دوازدهم فلک اس...
خاک آب خاک آب . (اِ مرکب ) اولین آبی است که بزراعت کاشته شده میدهند. (چ روستائی یا دائرة المعارف فلاحتی تألیف تقی بهرامی ص 485). آ...
داغ آب داغ آب . [ غ ِ ] (ترکیب اضافی ) نشانی که از آب بر کاغذ یا جامه ٔ در آب افتاده پیدا آید. (آنندراج ). اثر تنیدگی آب بر کاغذ : مانند س...
قبک آب قبک آب .[ ق ُب ْ ب َ ک ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) حباب . (آنندراج ). || جل وزغ و طحلب . (ناظم الاطباء).
عالم آب عالم آب . [ ل َ م ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) نشأه ٔ شراب و عالم شراب و حالت می نوشی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). حالت باده گساری ...
لیموی آب لیموی آب . [ ی ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) نوعی لیموترش و لیموی آب شیراز در عطر و پرآبی منحصر است . و رجوع به لیمو شود.
سوارک آب سوارک آب . [ س َ رَ ک ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) سواران آب است که حباب باشد. (برهان ). حباب . (فرهنگ رشیدی ) : به که در آبت افک...
افراس آب افراس آب . [ اَ س ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بمعنی سواران آب است که حباب باشد. (برهان ) (آنندراج ). حبابهای آب . (ناظم الاطباء)....
گذرگاه آب گذرگاه آب . [گ ُ ذَ هَِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) فرکن . جائی که آب عبور میکند چون جوی آب و مسیل . (فرهنگ اسدی نخجوانی ). سوراخ ...
سواران آب سواران آب . [ س َ ن ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از گنبدهای آب که به تازی حباب گویند و افراس آب و افراسیاب مرادف است . (آ...
حسن آباد آب پونه حسن آباد آب پونه . [ ح َ س َدِ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چادگان بخش داران شهرستان فریدن در 60 هزارگزی جنوب خاور داران و 20 هز...
حسن آباد آب ریزه حسن آباد آب ریزه . [ ح َ س َ دِ زِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کرون بخش نجف آباد شهرستان اصفهان در 50 هزارگزی باختر نجف آباد و نه هزا...
حسین آباد سیاه آب حسین آباد سیاه آب . [ ح ُ س ِ دِ ](اِخ ) دهی است جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران . واقع در 20هزارگزی باختر ری و یک هزارگزی جنوب...
آب از آب تکان نخوردنکنایه از آرامش و ایمنی به حد کمال موجود بودن. دریا رفته است تو گویی به خواب - هیچ نمی خورد تکان آب از آب رفته گویی همه ذرات به خواب ...
آب جقاین واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
ده آب ده آب . [ دِه ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میبد بخش اردکان شهرستان یزد در 3هزارگزی جنوب اردکان دارای 1722 تن سکنه است . آب آن ...
نی آب نی آب . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) نی کوتاه و باریکی که در داخل قلیان در میان آب قرار دارد. نَیاب .
پس آب پس آب . [ پ َ ] (اِ مرکب ) مقابل سرآب ، آب دوم که از انگور فشرده یا گوشت پخته و غیر آن گیرند که آنرا مزه و قوتی یا بوئی کم مانده...
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ...

 

 چکامه 
سروده ای از شهیاد قنبری

دل رویا گرفته چه کابوسی مگه نه ؟
نه خورجینی نه اسبی نه فانوسی مگه نه ؟
نه گلدسته نه محراب نه ناقوسی مگه نه ؟
بر این تخت شکنجه نه طاووسی مگه نه ؟
در این خواب بد بد من و تو خوب خوبیم
من و تو شرق و غربیم شمالیم و جنوبیم
چه تصویر غریبی همه بی سر مگه نه؟
یکی شده با زمین بال کفتر مگه نه؟
گل قالی سر دار پلاسیده مگه نه؟
سر چل گیس قصه تراشیده مگه نه؟
نترس از این سیاهی تو شبتابی مگه نه ؟
نترس از مرگ دریا خود آبی مگه نه ؟
هنوز دست تو تنها خود سازه مگه نه ؟
با تو جمعه ی دلگیر چه دلبازه مگه نه ؟
صدای تو بی پایان سرآغازه مگه نه ؟
خواب این شرم شرقی چقد نازه مگه نه ؟

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 
 ورود به سایت 
صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه